چهارشنبه 1388/07/29
قهرمان جامهاي جهاني 1986 و 1978 و فيناليست سال 1990 نزديك بود كه به جام جهاني نيايد. تيم ملي آرژانتين كه با مارادونا اسطوره بازيگري خود بعنوان سر مربي تيم ملي وارد عرصه اين رقابتها شده بود سر انجام با پيروزي بر پرو و اروگوئه در روزهاي آخر به جام جهاني رسيد تا مارادونا چون وداع با دوران بازيگري وداع تلخي با مستطيل سبز و در كسوت مربيگري نداشته باشد. اما شايد بتوان گفت آن چيزي كه مارادو نا را نجات داد گل زدن بازيكناني نظير پارلرمو و بولاتي بود كه چندان نامهاي نا آشنائي در عرصه كهكشاني هاي تيم ملي آرژانتين نبودند.
همين اتفاق براي ديگر تيمها نيز مي افتد. در هفته هاي لاليگا شاهديم كه با متراكم شدن بازيكنان تيمهاي مقابل بارسا شايد اين تيم نمي تواند گلهاي فراواني به ثمر رساند اما بازيكناني كه چندان در معرض نمايش نيستند نظير پدرو مي توانند گلزني كنند و روند پيروزيهاي قهرمانان كاتالان را استمرار بخشند. اين قصه در تيمهائي نظير چلسي و منچستر يونايتد نيز صدق مي كند. حضور گلزنان تيمها اين فرصت را به اين تيمها مي دهد كه در معدود لحظه هاي برتري تيمي به پيروزي برسند و اين اتفاق را بخوبي در بازي چلسي در برابر ليورپول و منچستر يونايتد در برابر منچستر سيتي ديدیم كه چگونه بازيكناني چون آنلكا، اوون و ... مي توانند تيمهاي خود را نجات دهند.
در فوتبال ما سالها است كه گلزنان بر جسته اي متولد و شايد بهتر باشد بگوئيم پرورش داده نشده اند امروز در صدر گل زنان ليگ علي كريمي را داريم كه در سالهاي آخر فوتبال خود قرار دارد و هفت گل خود را هم از روي نقطه پنالتي به ثمر رسانده است و پشت سر او ادينهو بازيكن مسي است. در فصل هاي گذشته هم ديده ايم سهم خارجي ها در جدول گل زنان زياد بوده و گل زنان وطني صلابت و استمرار نداشته اند.
امروز نامي از محسن خليلي و هادي اصغري كمتر مي شنويم و برهاني هم تا حد زيادي سعي مي كند شبيه فصل گذشته اش شود. در بازي هاي ليگ خود شاهديم كه درد گل نزدن گريبانگير اكثر تيمها را گرفته است. تيم استقلال اهواز در هفته گذشته مي توانست بسيار راحت تر استقلال تهران را ببرد اما بي دقتي بازيكناني نظير ميداوودي مانع اين كار شد. از آن سو در نزد آبي هاي تهران هم شاهد بوديم كه در نيمه دوم چگونه فرصتها در فاصله دو قدمي دروازه از دست مي رفت.
در آدينه گذشته هم شاهد بوديم كه پرسپوليس و ملوان هردو در زدن گل با معضل مواجه بودند. در نيمه اول و دوم پرسپوليسيها با ملامحمد و نوروزي و بائو و وسلي بارها به دروازه ملواني ها تاختند اما عدم دقت در گل زني باعث شد كه بار ديگر صداي " حيا كن " و " رها كن " در ورزشگاهي بپيچد كه دفاع تيمش براحتي گل مي خورد و به مهاجمين حريف فضا و فرصت مي دهد و خط تهاجمي تيمش اين گونه شتابزده و مبتديانه به توپ ضربه مي زند كه البته در اين ميان نقش مردان روي نيمكت سرخها هم در اين واقعه موثر است زيرا هيچكس نمي داند به چه دليل زوج شيث رضائي و سپهر حيدري مرتبا بايد اشتباه كنند و باز به بازي آيند و يا اين كه در دفاع چپ به چه دليل اين همه تغيير وجود دارد؟!
و يا اين كه به چه دليل زوج بسيار خوب كلاه كج و هوار ملامحمد نبايد به صورت ثابت بازي كنند و بائو چه برتري نسبت به مهدي شيري دارد كه مرتبا او حاضر و آن ديگر غايب است و يا چرا آرفي را حداقل در چند بازي ثابت در زمين نمي گذارند تا او نيز بتواند با شرايط تيمي خود را تطبيق دهد؟
همين اتفاق براي ملوان نيز افتاده است ملوانيها اگر در نيمه دوم قدر موقعيتهاي تك به تك خود را مي دانستند شايد سر خها خيلي زود تر با بي مهري سكو نشينان مواجه مي شدند عدم ضربه زني و نداشتن شم گل زني مشكلي است كه اين سالها هم باشگاهها و هم تيم ملي ما را تهديد مي كند و اين زماني معضل بزرگتر مي شود كه متاسفانه در طي اين سالها خطوط دفاعي ما نيز چندان موفق نبودند و اين گونه است كه آسان گل مي خوريم و سخت گل مي زنيم و نتيجه اين مي شود كه ناكاميم چون گل نمي زنيم.
چهارشنبه 1388/07/29
كهكشاني هااصطلاحي فوتبالي است كه در مقابل اصطلاح بسكتبالي مصطلح در ايالات متحده يعني "ALL STAR"آمده است و نخستين بار از اين اصطلاح در بعد بين المللي در بازيهاي المپيك بارسلونا سال 1992 استفاده شد جائي كه براي اولين بار بازيكنان حرفه اي ليگ آمريكا توانستند بعنوان بازيكنان تيم ملي آمريكا وارد بازيهاي المپيكي شوند كه محدوديت حرفه اي بودن بازيكنان را بر داشته بود.
سالها بعد در همان سرزمين برگزاري المپيك بارسلونا واژه اي معادل "ALL STAR" استفاده شد و آن هنگامي بود كه رقيب فوتبالي اين شهر (بارسلونا) يعني تيم رئال مادريد با جاه طلبي مدير خود پرز تيمي از ستارگان جهان نظير روبرتو كار لوس و زين الدين زيدان و رائول و كاسياس و .. بسازد و نام آن را "GALAXy"يا كهكشاني ها بنامد و اين اصطلاح در فوتبال ماندني شد. سالها از آن تاريخ گذشت تيم رئال مادريد سالها است كه سعي دارد عهده دار اين اسم باشد واز سوئي تيمهائي نظير چلسي و اينتر ميلان و ميلان و بايرن مونيخ و اخيرا منچستر سيتي نيز سعي در بدست آوردن اين عنوان دارند.
در فوتبال ما نيز سالها است كه عنوان كهشكشاني به بسياري از تيمها داده مي شود. بخوبي ياد داريم در سالي كه بگوويچ سر مربي پرسپوليس شد و اين تيم تواسنت دائي و باقري و كاظميان و .. را به اين تيم آورد صاحب لقب كهكشاني ها شد. همين نام بارها به تيمهاي ديگر نيز داده شده است اما امسال دو تيم سپاهان و استيل آذين را كهكشاني ها ليگ مي ناميدند زيرا اين دو تيم با جذب ستارگان بزرگ خود را كهكشاني كرده بودند. اما براستي اين گونه بودند؟
در مورد استيل آذين بايد بگوئيم كه شايد حضور علي كريمي در بدو امر كه آن هم از سر قهر هدايتي با انصاري فرد نصيب استيل آذين شد را بتوان حضور يك عنصر كهكشاني ناميد اما همگي مي دانستيم كه زندي و شاپور زاده هيچگاه كهكشاني حد در سطح ليگ ايران نبودند كه اگر بودند جايگاهي شبيه اشكان دژاگه بازيكن ولفسبورگ داشتند كه هم در تيم جوانان و هم تيم اميد آلمان بازي مي كرد. زندي سالها است كه ديگر آن بازيكن بوندس ليگائي نيست و به همين دليل در ليگ قبرس بازي مي كرد در مورد شاپور زاده نيز قضيه كهكشاني ها صدق نمي كند زيرا هيچكس نمي داند او داراي چه سابقه روشني در آلمان است. حسين كعبي نيز ستاره نبود كعبي چه در زماني كه فصل پيش در سايپا بازي مي كرد و چه فصل قبل از آن كه در پرسپوليس قطبي – استيلي بود هيچگاه مهره بزرگي نظير كعبي تيم ملي برانكو و كعبي پرسپوليس دنيزلي نبود.
حامد كاويانپور نيز هيچگاه نتوانست بعد از بازگشت ناموفق از تركيه بازيكن موثر پرسپوليس پروين باشد نظر محمدي نيز دروازه بزرگي در داماش و پگاه نبود و ديگر بازيكنان استيل آذين بازيكنان كهكشاني به شمار نمي رفتند ضمن آن كه بر فرض آن كه اين بازيكنان كهكشاني بودند حضور حميد استيلي كه اولين تجربه سر مربيگري خود را مي گذراند و آزمون بزرگي را نگذرانده بود از روز اول نشان از اين مي داد كه استيل آذين تيم كهكشاني نيست.
در مورد سپاهان نيز بايد گفت صرف خريد هاي بزرگ نظير سيد جلال حسيني و ابراهيم توره و مهدي رحمتي و آل نعمه نتوانست اين تيم را كهكشاني كند زيرا حتي بازيكنان بزرگي نظير اوون و مك منمن و نيكولاس آنلكا و آرين روبن و هاينتزه و والتر سامو ئل نتوانستند با تغيير محيط و ليگ خود كنار آيند پس طبيعي است كه بازيكنان در سطح ليگ ما نيز از اين قاعده مستثني نباشند ضمن آن كه قلعه نوئي نيز چون استيلي نشان داد كه فاكتورهاي يك سر مربي كهكشاني را ندارد نگاهي به بحران و حاشيه هائي كه او با خود به سپاهان آورده بياندازيد تا متوجه شويم چرا پروژه كهكشاني ها در ايران جواب نمي دهد. زيرا كهكشاني بودن در بسياري از اوقات در حرفه اي ترين مكانها نظير انگلستان و يا ايتاليا و يا اسپانيا با مشكل مواجه مي شود چه برسد كه بخواهيم آن را با توجه به ليگ حرفه اي آماتور گونه خود پياده كنيم پس بيائيم حرفه اي تر قضاوت كنيم و خيلي راحت از اصطلاحات دنياي حرفه اي در محيط آماتور خود بهره نگيريم
جمعه 1388/05/02
فوتبال كشورمان طي چند سال اخير در پرورش دروازهبانهايي با استاندارد لازم از نظر فني و فيزيكي همواره با مشكل روبهرو بوده است. تغيير پيدرپي دروازهباناني كه در اين مدت وظيفه حراست از دروازه تيم ملي را به عهده داشتند، نشان از اين كمبود دارد؛ در حالي كه كارشناسان ميگويند يك دروازهبان مطمئن و ايدهآل ميتواند تا 50 درصد موفقيت يك تيم را تضمين كند.
كمبود بازيكناني مطمئن براي دروازهباني سبب شد تا سالهاي اخير، آمار حضور دروازهبان خارجي در تيمهاي ليگ برتريبهعنوان سطح اول فوتبال كشور بالا برود. قيمت پايينتر اين دروازهبانان از يكسو و توانمنديهايي كه حداقل از نظر فيزيك بدني براي اين پست داشتند از سوي ديگر، مهمترين عوامل تمايل مسوولان باشگاهها براي استخدام دروازهبان خارجي بود، اما با گذشت زمان بخصوص وقتي تيمهاي ملي ما در ردههاي مختلف سني براي پيدا كردن دروازهبانهايي كه بتوانند تكيهگاه مربيان محسوب شوند، با مشكل مواجه شدند و حضور دروازهبانان خارجي در ليگ برتر فوتبال كشورمان با انتقادهايي روبهرو شد.
اين موضوع موافقان و مخالفان سرسختي پيدا كرد. دستهاي بر اين باور بودند كه حضور اين دروازهبانان همچون كارگاهي آموزشي، سطح دروازهباني در فوتبال ايران را ارتقا ميدهد و انگيزه رقابت را بالا ميبرد و گروهي ديگر درست مخالف اين نظر را عنوان ميكردند، چراكه آنها معتقدند حضور دروازهبانهايي كه در فوتبال كشور خودشان جايگاهي ندارند، تنها به منزله اشغال كردن جاي جواناني از فوتبال كشورمان است كه شايد با در اختيار داشتن فرصت بتوانند خودشان را به ليگ برتر و تيم ملي بشناسانند.
به هر حال ليگ هشتم پايان حضور دروازهبانان خارجي در ايران بود، چراكه سازمان ليگ با ممنوع كردن استفاده از دروازهبان خارجي براي تيمهاي ليگ برتري درواقع بر نظر گروه مخالف با اين حضور، مهر تاييدي زد تا شايد اين محدوديت فضاي بهتري را براي رشد و پرورش دروازهبانهاي ايراني فراهم كند، اما اين طرح نيز همچون ديگر اتفاقات در فوتبال كشورمان، ضربالاجل به مرحله اجرا درآمد و خيلي سريع باشگاهها را با مشكل جديتري روبهرو كرد.
قيمت دروازهبانهاي ايراني كه البته تعدادشان هم با در نظر گرفتن قابليت همراهي تيمهاي حاضر در ليگ برتر زياد نيست به طور عجيبي بالا رفت. حالا باشگاهها علاوه بر مشكل كمبود دروازهبان خوب با مشكل جدي ديگري روبهرو هستند و آن ناتواني استخدام يك دروازهبان است. فعلا گفته ميشود در شرايطي كه باشگاهها براي خرج و مخارجهاي بيحساب و كتاب بيشتر از قبل تحت فشار و نظارت هستند، اوضاع به كام دروازهبانان است، اما اين طرح واقعا به بهبود وضعيت دروازهباني در ايران منجر ميشود؟
جنس كمياب، گران ميشود
حميد بابازاده از مربيان و كارشناسان دروازهباني در فوتبال كشورمان در اين خصوص ميگويد: بايد در مورد اين موضوع 2 مساله را در نظر داشت. اگر دروازهبان خارجي با كلاس بالا و حرفهاي جذب ليگ ايران شود قطعا به فوتبال ما و دروازهبانان كمك ميكند، اما دروازهبانهاي درجه چندم فقط جاي دروازهبانهاي ايراني را تنگ ميكنند.
او نسبت به ممنوعيت استفاده از دروازهبانان خارجي اعتراض ندارد، اما ميگويد: اگر قرار بود اين كار انجام شود بايد از مدتي قبل شرايطي فراهم ميشد تا آموزش مربيان دروازهباني براي پرورش استعدادهاي فوتبال كشورمان در اين پست ارتقا پيدا كند تا تعداد دروازهبانان داخلي با كيفيت بالا افزايش پيدا كند.
بابازاده افزايش كاذب قيمت دروازهبانان داخلي در اين شرايط را اجتنابناپذير ميداند و ميافزايد: وقتي براي تهيه جنسي در بازار هستيم كه آن جنس كمياب شده است طبيعي است كه قيمت بالا برود، دروازهباني يك تخصص و هنر است كه هر كس هنر بيشتري دارد پول بيشتري طلب ميكند. به اعتقاد من تا وقتي حداقل 20 دروازهبان در يك سطح نداشته باشيم نميتوانيم اين قيمتها را بشكنيم، پس بايد به فكر پرورش دروازهبان به صورت حرفهاي باشيم.
اين طرح در بلندمدت جواب ميدهد
اما شنيدن صحبتهاي يكي از دروازهباناني كه گفته ميشود بتازگي قرارداد 300 ميليوني با مس كرمان منعقد كرده جالب است. عباس محمدي كه البته اين رقم را نه تاييد ميكند، نه تكذيب، ميگويد: رقم قرارداد من ربطي به محدوديت استفاده از دروازهبانهاي خارجي ندارد؛ چون معتقدم اگر اين محدوديت هم نبود، فرقي به حال من نميكرد، اما در مورد شايعاتي كه براي افزايش قيمتها درست شده است، بايد بگويم بجز بخشي از افزايش كه هرسال طبيعي است، عدهاي در مورد اين موضوع شيطنت كردند تا شرايطي را به وجود بياورند كه اين قانون را لغو كنند و اين وسط سود خود را ببرند، وگرنه اين مبلغهايي كه البته بيشتر در مورد يكي از دروازهبانها گفته ميشود، چيزي نيست كه هيچ باشگاهي زير بار آن برود و حتي اگر بخواهد، توانش را ندارد.
وي ادامه ميدهد: به نظر من اين طرح صد در صد به نفع فوتبال ماست. ممكن است در كوتاه مدت باشگاهها در مضيقه قرار بگيرند، اما در بلندمدت فوتبال ما به سمتي ميرود كه به دروازهبانها، آموزش داده و در ميان جوانان، استعدادها را شناسايي ميكند كه اين در نهايت به نفع تيم ملي است. اين كه يك دروازهبان پايينتر از سطح دروازهبانهاي ايراني به حكم خارجي بودن بيايد و در ليگ برتر حاضر شود، به معناي ميدان ندادن به دروازهبانهايي از كشورمان است كه شايد خيلي بيشتر توانايي داشته باشند.
محدوديت استفاده از دروازهبان خارجي، گام اول است
پرويز مظلومي كه فصل قبل در مس كرمان بهترين دروازهبان ايراني حال حاضر فوتبال را در اختيار داشت و به گواه كارشناسان يكي از عوامل موثر در راهيابي مس به ليگ قهرمانان آسيا بود، در مورد ضعف دروازهباني در ايران ميگويد: بايد در اين زمينه فكر اساسي و جدي كرد. در ليگ هشتم طبق آمار 150 درصد گلهاي دريافتي افزايش داشته كه اين نشان از كمبود بازيكن در خط دروازه است، اين كه از دروازهبان خارجي استفاده نشود شايد گام اول باشد، اما مهمتر اين كه در راه آموزش مربيان دروازهباني و آشنايي دروازهبانان با علم روز جهان گامي برداشته شود.
بايد از فوتبال پايه آغاز كرد
بهزاد غلامپور در اين زمينه تصريح ميكند: براي پرورش دروازهبانهايي كه در رده بزرگسالان به درد تيمهاي باشگاهي و ملي بخورند بايد از رده جوانان شروع كرد. اگر ليگ ردههاي سني جديتر گرفته شود و آنجا اين محدوديتها اعمال شود بهتر نتيجه ميدهد، چون با اين وضعيت چند دروازهبان شناخته شده و برتر ليگ قيمت خود را بالا ميبرند و در نهايت فقط به تيمهاي خودشان ميتوانند كمك كنند، اما اگر در ردههاي پايه دروازهبانهاي قابل را شناسايي كنيم و يك برنامه تمريني بلندمدت براي آنها تدارك ببينيم وضعيت بهتر از اين ميشود.
ايران، معدن استعداد در دروازهباني
احمدرضا عابدزاده، مربي دروازهبانان پرسپوليس كه اغلب با حضور دروازهبانان خارجي موافق نبوده است در اين مورد ميگويد: ما در كشور خودمان بازيكنان توانايي در اين پست داريم. اگر بتوانيم وقت بگذاريم، اهميت بدهيم و آنها را شناسايي كنيم و مهمتر اين كه به آنها ياد بدهيم كه از فشار تمرينهاي سخت نترسند و از تمرين فراري نباشند، مشكلي نداريم و هميشه فكر ميكنم از زير فشار تمرينهاي سنگين دروازهباني است كه يك دروازهبان باروحيه و شجاع بيرون ميآيد، اما كمتر كسي حاضر ميشود اين راه سخت را طي كند وگرنه ايران معدن استعداد در دروازهباني است.
دروازهبانان برنامه آموزشي و عملي ميخواهند
به هر ترتيب شايعه يا واقعيت افزايش قيمت كاذب دروازهبانان به معضلي براي باشگاهها بدل شده است. پس از آن كه گفته ميشد سپاهان و ذوبآهن با رد و بدل شدن پيشنهاد 600 و 670 ميليوني براي جذب مهدي رحمتي ناكام ماندند، اين اواخر طرح پيشنهاد رقمي نزديك به 800 ميليون تومان بين اين بازيكن و باشگاه استيل آذين از نوبرانههاي فوتبال ما بود، اتفاقي كه با اين سبك و سياق بعيد است به سود فوتبال ما باشد، در اين شرايط بهتر نيست برنامه آموزشي و عملي براي ارتقاي سطح دروازهباني در فوتبال ايران تدارك ديده شود.
یکشنبه 1388/03/31
نشد كه مهدي رحمتي در جامجهاني پيراهن ناصر حجازي، عابدزاده و ميرزاپور را بر تن كند. حيف - حيف كه نشد هادي عقيلي پيراهن جواد ا...وردي، پيرواني و رحمان رضايي را بپوشد. آرش برهاني هم از پوشيدن پيراهن حسن روشن و علي دايي محروم شد. حيف - نشد - اي كاش ميشد. جامجهاني براي ما از دست رفت اما بد نيست يك مطلب آرشيوي خوب براي ثبت در تاريخ را برايتان ارايه كنيم و اميدوار باشيم كه برايتان اين مطلب، مطلب جذابي باشد، اميدواريم.
عابدزاده سرآمد بود
پيراهن شماره يك تيم ملي را در سه جامجهاني مختلف، حجازي (3 بار)، ميرزاپور (3 بار) و عابدزاده (2 بار) بر تن كردند. حجازي هشت و ميرزاپور شش گل خوردند و عابدزاده در دو بازي سه گل خورد تا بهترين كارنامه را داشته باشد. حجازي چهار گل از پرو، سه گل از هلند و يك گل از اسكاتلند، ميرزاپور سه گل از مكزيك، دو گل از پرتغال و يك گل از آنگولا و بالاخره عابدزاده دو گل از آلمان و يك گل از آمريكا خوردند.
مردان ستاره
شماره دوهاي ايران، بهترينهاي ايران در جامجهاني بودند. ايرج داناييفرد در جام 78 كه يك گل هم زد و مهدويكيا در جام 98، يك گل زد و در جام 2002 كه موفق شد دو پاس گل بدهد. اين دو بهترينهاي ايران در سه جامجهاني بودند.
كارنامه يك گله
در جامجهاني 1978، بهتاش فريبا، هافبك -مهاجم 23 ساله با 25 دقيقه بازي در جام 1998، نعيم سعداوي با 12 دقيقه بازي در جام 2006 و سهراب بختياريزاده با يك بازي كامل و يك گل مردان شماره سه تيم ملي فوتبال كشورمان بودند. بختياريزاده مسابقه گلزني با اين پيراهن را هم دارد.
يك مهاجم، 2 مدافع و يك گل
در جامهاي 78، 98 و 2006 به ترتيب عبدالمجيد بشكار، محمد خاكپور و يحييگلمحمدي، مردان شماره چهار ايران بودند، بشكار، مهاجم بود و بازي نكرد. او در تيم رستاخيز خرمشهر بازي ميكرد. خاكپور، در جام 98، سه بازي كامل انجام داد و گلمحمدي در بازي برابر مكزيك، گل ايران را زد. گلمحمدي، زننده يكي از شش گل ايران در تاريخ جامهاي جهاني است.
ذخيره، ذخيره، فيكس
رحمان رضايي سه بازي و جواد ا...وردي يك بازي كامل با پيراهن پنج در جامهاي جهاني 2006 و 1978 انجام دادند اما پيرواني در جام 1998 تنها يك ربع برابر آمريكا براي تيم ملي بازي كرد. رحمان رضايي مهمترين پنج ما در جامهاي جهاني است.
ژنرالها
حسن نايبآقا، فيكس قبل از جام 1978، در جامجهاني، ذخيره شد اما دو مرد دو جام ديگر، دو ستاره يعني كريم باقري و جواد نكونام بودند كه در مقدماتي اين دوره هر دو در تركيب تيم ملي بودند.
اولي تاثيرگذارتر بود
علي پروين در جام 78 كاپيتان ايران بود و از تاثيرگذارترين ستارههاي ما. اما در جام 98، عليرضا منصوريان با شماره هفت، بازيهاي اندكي انجام داد و بالاخره در جام 2006، فريدون زندي شماره هفت ايران بود كه بهرغم تبليغات زيادي كه روي او و نامش انجام ميشد، بازيهاي خوبي انجام نداد.
كريمي در حسرت پوشيدن دوباره پيراهنش در آفريقاي جنوبي
اولي و سومي، تقريبا به يك اندازه مهم و بزرگ بودند اما در جامجهاني ضعيف عمل كردند. ابراهيم قاسمپور در جام 78، سيروس دين محمدي در جام 98 وعلي كريمي در جام 2006 مردان شماره هشت بودند. كريمي نتوانست براي بار دوم شماره هشتش را در جامجهاني بر تن كند.
گل قرن
شمارههاي 9 ايران در جامجهاني مهم و تاثيرگذار بودهاند. در جام 1978 محمد صادقي بازيكن تاثيرگذاري بود. در جام 1998،حميد استيلي به آمريكا گلي زد كه گل قرن لقب گرفت و بالاخره وحيد هاشميان، مرد شماره 9 جام 2006 بود. شباهت صادقي و استيلي در اين عرصه بسيار بيشتر بوده است.
روا گل
حسن روشن در جام 1978 براي ايران يك گل خوب به پرو زد اما علي دايي در دو جامجهاني بعد در حسرت گلزني ماند. دايي برابر مكزيك ضعيف بازي كرد و آنقدر به باد انتقاد قرار گرفت كه در بازي دوم ايران در جام 2006، از ميدان بيرون ماند، به هر حال در جام 1998 در بازي برابر آمريكا، گل دوم ايران را با يك پاس استثنايي طراحي كرد. اما اين تيم كه پاي پلكان هواپيماي آفريقايجنوبي از صعود بازماند آرش برهاني 10 را ميپوشيد كه كارنامه اين شماره 10 مشخص است.
غزال
در سال 1978، مرد شماره 11 ما عليرضا قشقائيان بود كه حتي يك دقيقه فرصت بازي نداشت. در سال 1998 خداداد عزيزي به ميدان رفت كه مرد شماره يك ايران در مسابقات مقدماتي بود. خداداد عزيزي برابر آمريكا، بازي خاطرهانگيزي به نمايش گذاشت. در سال 2006 هم رسول خطيبي شماره 11 بود كه يك گل عالي را خراب كرد و بعدها اعلام كرد اگر قلعهنويي سرمربي تيم ملي بود ضربهاش گل ميشده است.
فقط نيما
دروازهبانان دوم ايران در اين سه جام شماره 12 پوشيدند. بهرام مودت در سال 1978 و حسن رودباريان درسال 2006، 12 پوش بودند كه يك دقيقه هم فرصت بازي نيافتند. فقط نيما نكيسا بود كه در سال 1998، برابر تيم ملي يوگسلاوي با پيراهن شماره 12، يك 90 دقيقه كامل را در ميدان حاضر بود و يك گل هم دريافت كرد. رودباريان هم قرار بود بخاطر ضعف ميرزاپور برابر مكزيك در جام 2006 بازي كند كه برانكو، ريسك نكرد و از رودباريان بهره نبرد تا در جامجهاني فقط 90 دقيقه شماره 12 داشته باشيم.
جوان نمونه به جام دوم نرسيد
حسين كعبي كه با 79 بازي ملي در سن «23 سال و 8 ماهگي» صاحب ركوردي فوقالعاده است! در جام 2006 شماره 13 ايران بود و يك لگد تاريخي هم به صورت لوئيز فيگو زد در جامهاي 1978 و 1998، دو ستاره 13 ما، جوان جوياي نام بودند. مجد تيموري، ستاره جوان شهباز تهران و ستار همداني، ستاره آذربايجاني تيم ملي اميد و بزرگسالان بودند كه فرصت حضور يك دقيقهاي را هم در ميدان نيافتند.
9 بازي ثابت
حسن نظري، نادر محمدخاني و آندرانيك تيموريان، در هر سه بازي دوران خود بازيكن ثابت تيم ملي بودند. نظري دفاع راست، محمدخاني دفاع پوششي و تيموريان هافبك دفاعي بودند. هر سه، بازيهاي تقريبا شايستهاي را از خود به نمايش گذاشتند البته محمدخاني در 15 دقيقه پاياني بازي با آمريكا از بازي بيرون آمد و به جاي او، افشين پيرواني وارد ميان شد.
كاپيتان كاسموس
اولين و دومين اخطار ايران را در جامجهاني آندرانيك اسكندريان گرفت و از بازي سوم ايران در جامجهاني 1978 آرژانتين محروم شد و ا...وردي جاي او را گرفت. در جام 78، اسكندريان عالي بود و مورد توجه تيم كاسموس نيويورك قرار گرفته و به اين تيم رفت. در جام 98، علياكبر استاداسدي، مدافع خاطره انگيز و در جام 2006 آرش برهاني ياران تيم ملي بودند كه فرصت زيادي براي بازي نيافتند.
صفر دقيقه
ناصر نورايي، مهاجم هما كه به پرسپوليس رفت در جام 1978، رضا شاهرودي مدافع چپ مصدوم جام 98 و غلامرضا عنايتي، آقاي گل آبيپوش ليگ برتر، سه مرد شماره 16 تيم ملي فوتبال بودند كه به آنها فرصت يك دقيقه بازي هم نرسيد.
غفور شير
در جام 1978، غفور جهاني، مهاجم تيم ملي دور از انتظار ظاهر شد. در جام 1998، جواد زرينچه، سانتري كه منجر به گل حميد استيلي برابر آمريكا شد را ارسال كرد و در جام 2006 جواد كاظميان، هافبك و گوش راست، شماره 17 را پوشيدند. سومي فرصت بازي نيافت.
فقط اولي...
حسين فركي جوان 23 ساله، علي لطيفي، مرد 23 ساله و ستار زارع مدافع 25 ساله، در سه دوره مختلف فرصت حضور در جامجهاني را داشتند كه از اين بين فقط حسين فركي فرصت حضور در ميدان را يافت.
صفر دقيقه
مردان شماره 19 ما براي حضور در جامجهاني بسيار خوش شانس بودند. كسي حضور آنها را در تيم ملي باور ندارد. علي شجاعي مدافع ذوبآهن، علي لطيفي مهاجم بهمن و اميرحسين صادقي، مدافع تيم فوتبال استقلال، فرصت توريست بودن در جامجهاني را يافتند.
قدرتمندهاي جامجهاني
در سه دوره مختلف حضور ايران در جامجهاني، مرداني با شماره 20 به ميدان رفتند كه در خط دفاع محكم و ثابت بازي كردند. نصرا... عبداللهي، مهدي پاشازاده و محمد نصرتي هر سه نفر در تركيب تيم بازي كردند و از ستونهاي خط دفاعي بودند. نفر سوم ميتوانست در صورت صعود تيم ملي به آفريقاي جنوبي دومين تجربه جامجهاني را تكرار كند كه از اين مهم بازماند.
يك شماره پرطرفدار ديگر
شماره 21 هم به نحوي باور نكردني پرطرفدار بود. حسين گازراني با 270 دقيقه حضور در جام 1978، مهرداد ميناوند با سه بازي كامل در جام 1998 و مهرزاد معدنچي با حضور گاه و بيگاه در جام 2006 اين شماره را در تاريخ فوتبال ايران ماندگار كردند.
دروازهبان سومها
دروازهبان سومها پيراهن 22 را پوشيدند و يك دقيقه هم فرصت بازي نيافتند. محمدرضا كربكندي، پرويز برومند و وحيد طالبلو را ميگوييم.
يكي – يك دانه
فوتبال ايران طي سه جامجهاني، فقط مسعود شجاعي را با پيراهن 23 داشت. مسعود شجاعي هم در جامجهاني به ميدان آمد!
دوشنبه 1387/12/26
هواداران در فوتبال مدرن امروزي بخش مهمي از اين ورزش را به خود اختصاص داده اند. اين قشر که از نسل هاي مختلف و از طبقات مختلفي هستند سلايق متفاوتي نيز دارند، اما در يک ماجرا اشتراک دارند و آن علاقه بيش از حدشان به فوتبال است؛ فوتبال اين ورزش جنون آميز که هر روز و هر سال بر خيل مشتاقانش افزوده مي شود.اين هواداران در برهه هاي زيادي يار دوازدهم تيم به شمار مي روند و حضور پرشورشان در ورزشگاه ها باعث مي شود تيم محبوب شان قوت قلبي صدچندان بگيرد و در مقابل تيم حريف وحشت کند.هواداران فوتبال در دنياي امروزي خيلي خوب همه چيز را مي فهمند مخصوصاً چيزهايي را که به روح و بدنه فوتبال لطمه مي زند.و آنها که فقط به عشق پيروزي تيم شان به ورزشگاه مي آيند و بيشترين سختي ها و هزينه را بدون هيچ چشمداشتي تقبل مي کنند فقط از بازيکنان تيم شان يک انتظار دارند؛ پيروزي همراه با تعهد، در اينجا شما را به خواندن مطلبي دعوت مي کنيم که يک ليست 20تايي از 20 نکته مهمي است که هواداران فوتبال مدرن از آن انزجار دارند. بايد جالب باشد،
20- بازار سياه
مي شود چشم پوشي کرد؟ نه، بهتر است اين دلال ها به فکر يک شغل آبرومندانه باشند.
19- قانون آفسايد
اعصاب خردکن ترين قانون در هر ورزشي. اين را يکي از هواداران امريکايي مي گويد و ادامه مي دهد؛«شما کلي تلاش مي کنيد تا توپ را به دست بياوريد، انرژي زيادي مي گذاريد و فرصت سازي مي کنيد و ناگهان در تله يي مي افتيد و داورهاي کنار خط به شما مي گويند، اشتباه کرده ايد. زماني که همه چيز کمتر از صدم ثانيه اتفاق مي افتد اين اشتباه ها غيرقابل اجتناب است و فرصت گل شدن يک توپ زيبا را از تيم مي گيرد.
18- ديويد بکام
آيا او به لس آنجلس گالکسي بازمي گردد يا در ميلان مي ماند؟ چه کسي اهميت مي دهد؟
17- توپ
در روزهاي قديم توپ اهميت زيادي داشت مخصوصاً در روزهاي ابري وقتي از يک فاصله زياد يک بازيکن مجبور مي شد به توپ سنگين و خيس ضربه بزند همه چيز خيلي سخت بود. امروزه توپ ها بسيار سبک هستند و حتي ديويد بنتلي هم مي تواند از روي خط ميانه زمين با يک ضربه توپ را به طاق دروازه بکوبد.
16- آلن شيرر
«درباره آلن شيرر چه بايد گفت؟ شايد او را ملال آورترين و خسته کننده ترين مرد اين کره خاکي بتوان لقب داد. او ممکن است گل هاي کمي به ثمر رسانده باشد، اما خيلي احمقانه حرف مي زند، تحمل کردنش واقعاً سخت است.» اين را باري اولدهام مي گويد.
15- هري ردنپ
شايد او به قدر کافي دوست داشتني باشد اما مردم زيادي هستند که او را اصلاً دوست ندارند. چه مي شود کرد؟،
14- قرارداد اسپانسرهاي پيراهن
بهترين تجهيزات تبليغاتي ليگ برتر در اين فصل از آن کدام شرکت بوده؟ وست بروم ويچ آلبيون، چرا؟ آنها تقريباً هيچ کاري نکردند.
13- ايستادن ممنوع
جو مسابقات ليگ برتر در اين فصل در اکثر مسابقات به قدري پراسترس و وحشتناک بود که قابل توصيف نيست. صندلي هاي پلاستيکي ورزشگاه کفاف اين هواداران متعصب و دوآتشه را نمي دهد و برايشان کافي نيست. بايد فضايي را به وجود آورد که در آن صندلي هاي کافي و با کيفيت مناسب تعبيه شده تا بتوان تماشاگران بيشتري را به تماشاي مسابقات دعوت کرد. مشکل به همين راحتي حل مي شود.
12- تعصب روي بازيکنان تيم محبوب
يک اشتباه فاحش. حداقل هر تيمي به يک بازيکن به درد نخور احتياج دارد. نبايد تعصب کورکورانه داشت. آن را بپذيريد و با آن کنار بياييد.
11- آلن گرين
گزارشگر و مفسر برنامه Radio5 Live، شبکه بي بي سي که هميشه فکر مي کند نظرات و عقايد خودش مهم تر از تفسير و گزارش مسابقه است و با حرف هاي بي سروته سعي دارد ثابت کند خيلي مي فهمد.
10- مايک اشلي
«او در حقيقت تيم مورد علاقه من را به گند کشيد و اجازه داد بهترين دروازه بان ليگ برتر را به خاطر شندرغاز دلار از دست بدهيم. وقتي او نمي خواست و آمادگي اين را نداشت که پول خرج کند، پس براي چه يک تيم فوتبال را که در ليگ برتر انگليس در اوج رقابت است، خريد؟ چرا يک تيم دسته پايين تر نخريد که هزينه هاي زيادي برايش نداشته باشد.» اينها را کوين لانگ استف مي گويد که البته شايد چندان پربيراه هم نباشد.
9- رکوردهاي ليگ برتر
«سريع ترين گل در تاريخ ليگ برتر؟ بهترين خط دفاع تاريخ ليگ برتر؟ بهترين خط حمله تاريخ ليگ برتر؟ بيشترين تعداد گل مسابقه در تاريخ ليگ برتر؟ اين آمار و ارقام بي معنا هستند. فوتبال از سال 1992 اختراع و کشف نشده است.» اين را يکي از هواداران فوتبال غيرانگليسي مي گويد.
8- دستمزدها
بالا رفتن دستمزدهاي بازيکنان در هر فصل به روح فوتبال لطمه مي زند. يک بازيکن وقتي با 30 ميليون پوند به يک تيم مي آيد بايد حسابي مواظب پاهايش باشد که از اعتبارشان کم نشود، پس خودش را به خطر نمي اندازد و نتيجه اش بازي هاي بي هيجان و تساوي هاي احمقانه مي شود.
7- شيرجه زدن
«بدترين چيز در فوتبال همين شيرجه زدن روي زمين بعد از گل زدن است. بايد گاهي اوقات اين چيزها را به بازيکنان گوشزد کرد. دادن و گرفتن پول زياد شخصيت نمي آورد.» جو از کلرادو يکي از هواداران دوآتشه فوتبال اينها را مي گويد.
6- قيمت بليت
درهاي استاديوم ها براي ورود و تماشاي مسابقات ليگ برتر با دادن اين بليت ها باز مي شود. بعضي از باشگاه ها لطف مي کنند و يک ليوان کاغذي قهوه هم شما را مهمان مي کنند.اما مساله مهم اين است که تماشاي بازي آرسنال نبايد گران تر از رفتن به Royal Opera House باشد.
5- منچستريونايتد
«من عاشق عاشق عاشق اين تيم هستم. من زماني خيلي خيلي بيشتر عاشق اين تيم خواهم بود که سرالکس فرگوسن بازنشسته شود.» اين را هم يک هوادار لندني مي گويد.
4- بازيکنان
بايد با آنها روبه رو شويد. وقتي بچه بوديم، همگي عادت داشتيم فوتباليست را پرستش کنيم. اما اکثر آنها غيرقابل تحمل تر از آني هستند که بشود تصور کرد. 30 سال به سرعت سپري شد. حالا ليگ برتر انگليس مملو از پسراني است که روزي روزگاري فوتباليست هاي قديمي را مي پرستيدند؛ پسراني که در تيم هاي مختلف بازي مي کنند و فقط يک چيز برايشان مهم است؛ پول،،
3- داوران
آيا داوران فوتبال روز به روز بدتر مي شوند يا روز به روز بي فايده تر؟ هر دو، آن يکشنبه کذايي مايک ريلي در آنفيلد صحت اين عبارت را ثابت کرد.
2- سرالکس فرگوسن
بزرگ ترين و مطرح ترين مربي همه تاريخ ليگ برتر يا صورت قرمزي که قرار است جسدش از اولدترافورد بيرون برود؛ سفري به آخرت،
1- کريستيانو رونالدو
«پرتغالي که چراغ راهنمايي برايش هيچ معنايي ندارد و ما عاشق اين هستيم که از او متنفر باشيم.» نقل قول از يک هوادار انگليسي.
سه شنبه 1387/05/01
مسابقات یورو 2008 در اوج هیجان خود به سر می برد.و در این حال جدا از نتایج رقابتها و جدال تیمها برای صعود،آمارهای حاشیه ای رقابتها میتواند برای خوانندگان جذاب باشد.یکی از این آمارهای جالب گزارشی از بلند قدترین و کوتاه قدترین های یورو 2008 است.
نکته جالب اینکه بسیاری از بلندقدهای مسابقات فوتبال یورو 2008 قدی معادل بازیکنان حرفه ای بسکتبال و والیبال دارند و در ورزشی مانند فوتبال که ظرافت تکنیکی و تاکتیکی عاملی اصلی در سنجش بهترینهای آن است،بایستی این حق را به فوتبالدوستان داد که به آنها القابی همچون آسمانخراش، دکل، برج و... بدهند.
شاید برای یک دروازه بان فوتبال بلندی قد نه تنها یک عیب بلکه مزیت مهمی نیز باشد.اما جالب است بدانید در میان سه نفر اول این رده بندی تنها یکی از آسمانخراش ها در درون دروازه می ایستد.
**آسمانخراش ها**:
آندریاس ایساکسون، دروازه بان تیم ملی سوید با قدی معادل 199 سانتی متر بلندقدترین دروازه بان حاضر در یورو 2008 و دومین بازیکن قد بلند این رقابتهاست.او در رده باشگاهی نیز از دروازه تیم فوتبال منچستر سیتی انگلیس محافظت میکند.
اما بلند قدترین بازیکن یورو 2008 یک مهاجم است، یان کولر از تیم ملی جمهوری چک با 202 سانتی متر قد این عنوان را از آن خود کرده است.این آسمانخراش که عضو باشگاه نورنبرگ آلمان است، در تیم چک اکثرا نیمکت نشین است.شاید اگر چرخ روزگار میچرخید و او بسکتبالیت میشد اکنون یکی از یاران اصلی تیم ملی بسکتبال چک بود!
اما برای اینکه مدافعان نیز در این رده بندی جایگاهی داشته باشند پر متساکر مدافع بلندوالای ژرمن ها در رده سوم دکل های یورو 2008 قرار گرفته است.او در باشگاه وردربرمن آلمان مدافع مستحکم بوندس لیگاست.
در میان دروازه بانان تیمهای حاضر در جام ملتهای اروپا پس از دروازه بان سویدی، ادوین فان درسار، گلر تیم ملی هلند و منچستر یونایتد و پیتر چک همتای او در درون دروازه تیم ملی جمهوری چک و چلسی انگلستان با قد مشابه 197 سانتی متر در رده های بعدی هستند.
ضمن اینکه کوتاه قد ترین دروازه بان حاضر در این رقابتها،گیورگی کوپت دروازه بان تیم ملی فرانسه است که 180 سانتی متر قد دارد.این میزان قد هر چند برای یک دروازه بان چندان بلند نیست،اما این فیزیک بدنی اروپاییهاست که باعث بوجود آمدن این آمار شده است چرا که مثلا در جام ملتهای آسیا دروازه بانانی با قدی به مراتب کمتر در درون دروازه می ایستند.
**اما کوتوله های جام** :
شاید در فوتبال یک بازیکن کوتاهی قد را بتواند با ظرافتهای تکنیکی خود و شرکت پذیری در تاکتیک تیم جبران نماید.چرا که اکثرا هم این گونه است و بازیکنانی با قد کوتاه و متوسط هستند که با دریبلهای خود هواداران را به وجد می آورند.
کوتاه قدترین بازیکن یورو 2008، پیتر فلورنتین هافبک تیم ملی رومانی است.او قدی معادل 166 سانتی متر دارد، یعنی 36 سانتی متر اختلاف قد با یان کولر.او در بلغارستان و تیم باشگاهی زسکا صوفیه از موثرترین بازیکنان آن تیم است.
بالاتر از او چهار بازیکن با قد 169 سانتی متر وجود دارند که سهم ترکها دو بازیکن است.گوک دنیز کارادنیز،مهاجم و متین تومر،هافبک تیم ملی ترکیه،هم قد هستند.دو بازیکن دیگر این رده کازورلا سانتی هافبک تیم ملی اسپانیا و پیوتر تروچوسکی هم پست او در تیم ملی آلمان است.
به هر حال کارشناسان جام ملتهای اروپا هیچ آماری را جا نمیگذارند.حتی بر روی نکته ای مانند قد بازیکنان نیز دقت دارند.همین امر است که اروپایی ها را دقیق ترین افراد و مسابقات یورو را جام جهانی بدون آرژانتین و برزیل نامیده اند.مسابقاتی که در حد اعلای نظم و هماهنگی برگزار میشود.
چهارشنبه 1386/12/22
وقتی که بازیکن یکی از ده خطایی را که جریمه اش ضربه آزاد مستقیم است، در داخل محوطه جریمه خودش و زمانی که توپ در بازی است، انجام دهد، یک ضربه پنالتی برای تیم مقابل اعلام می شود.
از ضربه مستقیم پنالتی گل محسوب می شود.
اگر در پایان هر نیمه یا پایان هر وقت اضافی پنالتی اتفاق افتد، اجازه داده می شود که ضربه پنالتی زده شود.
وضعیت توپ و بازیکنان
توپ:
ثابت روی نقطه پنالتی قرار می گیرد.
بازیکن زننده ضربه پنالتی:
- باید به وضوح مشخص گردد.
دروازه بان دسته مدافع:
- روی خط دروازه، روبروی زننده توپ ضربه پنالتی و بین تیرهای عمودی دروازه قرار می گیرد، تا به توپ ضربه زنده شود.
سایر بازیکنان جز زننده ضربه پنالتی باید قرار گیرند:
- در داخل زمین بازی
- خارج از محوطه جریمه
- پشت نقطه پنالتی
- پشت نقطه پنالتی
- و به فاصله حداقل 9.15 متر از نقطه پنالتی
اعلام پنالتی توسط داورداور
- تا زمانی که بازیکنان وضعیتی منطبق با قانون نداشته باشند، داور اجازه دستور زدن ضربه پنالتی را ندارد.
- تصمیم گرفتن موقعی که ضربه بطور کامل اجرا شد.
چگونگی اجرا
- زننده ضربه پنالتی، باید ضربه را به طرف جلو بزند
- او نمی تواند برای بار دوم با توپ بازی کند تا توپ با بازیکن دیگری تماس یابد
- وقتی که به توپ ضربه زده شد و بطرف جلو حرکت کرد، در جریان بازی قرار می گیرد
وقتیکه در زمان طبیعی یا پایان نیمه اول و دوم، پنالتی اتفاق افتاد، اجازه داده می شود که ضربه پنالتی زده یا مجددا" زده شود، و گل محسوب خواهد شد.
اگر قبل از عبور بین تیر عمودی و زیر تیر افقی:
- توپ با هر دو تیر عمودی یا تیر افقی و یا درو.ازه بان تماس یابد
تخلفات / تنبیهات
اگر داور برای زدن ضربه پنالتی علامت بدهد ولی قبل از اینکه توپ در جریان بازی قرار گیرد یکی از حالات زیر اتفاق افتد:
بازیکن زننده ضربه پنالتی قوانین بازی را نقض کند:
- داور اجازه مد دهد که ضربه پنالتی زده شود
- اگر ضربه پنالتی گل شد، ضربه تکرار می شود
- اگر ضربه پنالتی گل نشد، ضربه تکرار نمی شود
دروازه بان قوانین بازی را نقض کند:
- داور اجازه می دهد ضربه زده شود
- اگر ضربه گل شد، گل محسوب می شود
- اگر ضربه گل نشد، ضربه تکرار می شود.
شنبه 1386/11/13
با آغاز روز اول ژانويه ،۲۰۰۸سال ۲۰۰۷به تاريخ پيوست اما سال پرباري براي فوتبال بود كه بياد ماند.
درحالي كه هنوز خاطره رقابت هاي جام جهاني ۲۰۰۶در آلمان، به روشني در اذهان باقي مانده، سال ۲۰۰۷سالي بود كه ستارگان آينده فوتبال ظهور خود را نويد دادند به ويژه در رقابت هاي زير ۲۰سال و زير ۱۷سال جهان.
در همين حال شماري از ستارگان با تجربه نيز خبر ساز شده و در كانون توجه رسانههاي جمعي قرار گرفتند: كاكا نبض ديدارهاي تيم آ.ث.ميلان بود، كريستيانو رونالدو براي منچستر يونايتد درخشيد و مارتا جايگاه فوتبال زنان را با ارايه بازيهاي خيره كننده و نفسگير به ويژه در جام جهاني زنان در چين، ارتقا بخشيد.
كافو، سسك فابرگاس، ليونل مسي و سرجيو راموس به همراه سه بازيكني كه نام برده شد، در مورد بهترين لحظات فوتبالي سال گذشته و آرزوهاي خود در سال جديد با سايت فيفا گفت وگو كرده اند:
* كافو (برزيل)، آ.ث.ميلان
سال ۲۰۰۷به دو دليل بياد ماندني بود. نخست بهخاطر اينكه پدر و مادرم از بيماري و مشكلات جسمي رها شدند كه برايم بهترين اتفاق سال بود. دوم، فعال بودن و بازي در تيم بزرگي به نام ميلان در سن ۳۷سالگي، حايز اهميت است. اميدوارم در سال ۲۰۰۸در آمادگي مطلوب بمانم و سال خوب ديگري در فوتبال داشته باشم.
* سسك فابرگاس (اسپانيا)، آرسنال
دوست دارم در سال ۲۰۰۸فصل موفقي همراه با آرسنال داشته باشم و تا جايي كه ميتوانم خوب بازي كنم تا به قهرماني در يك رويداد مهم دست يابم چون اين باشگاه شايستگي آن را دارد.
آرزو ميكنم در رقابت هاي جام قهرمانان باشگاه هاي اروپا به قهرماني برسيم. فكر ميكنم تيم بسيار قدرتمندي براي حضور در اين رقابت ها داريم. شايد جوان باشيم اما تجربه قابل توجهي هم داريم.
* كاكا (برزيل)، آ.ث.ميلان
قهرماني در جام قهرمانان باشگاه هاي اروپا بهترين اتفاق سال ۲۰۰۷براي من بود. اين قهرماني نقطه عطفي در زندگيام بود، يك نقطه اوج حقيقي. جام قهرمانان مهمترين رقابت باشگاهي در اروپاست.
در سال ،۲۰۰۸هدفم ادامه قهرماني هاست. چمپيونزليگ مهمترين رويداد سال است، اما سري A باشگاه هاي ايتاليا نيز مهم است. آ.ث.ميلان تيم بزرگي دارد كه هميشه بايد در پي قهرماني باشد و در اين فصل، هر دو جام را ميخواهيم.
* مارتا (برزيل)، اومي
انتخاب فقط يك لحظه به عنوان بهترين خاطره از سال ۲۰۰۷سخت است. براي مثال ما در بازي هاي "پان -امريكن" شركت كرديم كه در ورزشگاه ماراكانا در حضور ۷۰هزار تماشاگر بازي داشتيم. براي همه بازيكنان برزيل يك لحظه تاريخي بود چون هيچ وقت چنين فرصتي را حتي در خواب هم نميديديم. لحظه واقعا منحصربه فردي بود.
در جام جهاني زنان در چين، ديدار هاي بسياري مثل بازي نيمه نهايي برابر آمريكا و صعود به فينال مقابل آلمان، قابل ذكر هستند.
در سال ۲۰۰۸بازي هاي المپيك را در پيش داريم و آرزو مي كنم در اين سال هم همراه با تيم برزيل قهرمان شويم اگرچه بايد از ديدارهاي مقدماتي صعود كنيم. اگر به پكن برسيم، قطعا براي مدال طلا تلاش خواهيم كرد.
* ليونل مسي (آرژانتين)، بارسلونا
اين سال براي من، بسيار پرباري بود. در اين سال توانستم بيشتر پيشرفت كرده و تجربه كسب كنم و به قهرماني دست يابم. در سال ۲۰۰۸ميخواهيم عناوين بيشتري بدست آوريم. ميدانيم كه كار دشواري است اما غير ممكن نيست و تيم ما آن قدر توانمند است كه از عهدهاش برآييم. براي شخص من، فقط پيشرفت و بهتر شدن مهم است.
* سرجيو راموس (اسپانيا)، رئال مادريد
بهترين خاطره سال ۲۰۰۷براي من، قهرماني در ليگ اسپانيا با رئال مادريد بود. اگر فقط يك آرزو براي سال ۲۰۰۸داشته باشم، قهرماني در جام ملت هاي اروپا و جام قهرمانان باشگاه هاي اروپاست.
* كريستيانو رونالدو (پرتغال)، منچستريونايتد
بهترين لحظه من در سال ۲۰۰۷وقتي بود كه همراه با منچستر، قهرماني را بدست آوردم چون اين اولين قهرماني براي من بود.
بدست آوردن اين جام احساس فوق العادهاي داشت. دوست دارم سال ۲۰۰۸به خوبي اين سال و حتي بهتر باشد، كسي چه ميداند. من به شدت تلاش ميكنم و هم تيمي هاي بزرگي دارم.
فكر ميكنم در مسير درستي قرار گرفتهام، شروع خوبي در فصل جاري داشتم، هم در جام قهرمانان باشگاه هاي اروپا و هم در ليگ برتر انگليس بنابراين چطور ميتوانم خوشحال نباشم.
شنبه 1386/11/13
شاید تا حالا فکر میکردید تنها بازیکنان دارای اسامی مستعار هستند اما کاملاً در اشتباه بودهاید؛ چون باشگاهها نیز میتوانند دارای نامهائی غیر از نام واقعی خود داشته باشند! این نامها برخی اوقات حتی از نامهای واقعی نیز محبوبتر و پرکاربردتر هستند، بهگونهای که جایگزین اسامی واقعی میشوند. اسامی مستعار میتوانند خندهدار و مضحک و یا توهینآمیز و غیرمؤدبانه باشند.
اکثر اوقات این تماشاگران یک تیم و یا هواداران تیم مقابل هستند که این نامها را میسازند. آنها برای اینکار از اسامی حیوانات، رنگ پیراهن تیمها، اسامی مناطق و نواحی مختلف و مواردی از این قبیل استفاده میکنند. برای آشنائی شما با اسامی و القاب مورد استفاده در فوتبال باشگاهی و ملی اروپا، پارهای از این اسامی را ارائه میکنیم.
● آلمان
▪ اف.ث.هالیوود ............. بایرنمونیخ
▪ کرهاسبها ............... بروسیا دورتموند
▪ شیاطین سرخ ........... کایزرسلاترن
▪ بزها ........................ اف. ث. کلن
▪ شیرها ..................... مونیخ ۱۸۶۰
▪ معدنچیها ................ شالکه ۰۴
● فرانسه
▪ خروسها .................. تیم ملی فوتبال فرانسه
▪ قناریها ................... باشگاه نانت
▪ شیرها ..................... باشگاه لیون
▪ پسرها ..................... باشگاه مارسی
▪ شاهزادهها ............... باشگاه موناکو
▪ عقابها ................... باشگاه نیس
▪ لکلکها .................. باشگاه استراسبورگ
● اسپانیا
▪ آزلگرونا ...................... باشگاه بارسلونا
▪ کهکشانیها، اشباح .............. باشگاه رئالمادرید
▪ شیرها ...................... باشگاه آتلتیک بیلبائو
▪ پرندههای عاشق ......... باشگاه اسپانیول
▪ خفاشها ................... باشگاه کاستلون
▪ پسران ماتریس ........... باشگاه آتلتیکو مادرید
▪ آشوبگران ................... تیم ملی فوتبال اسپانیا
● هلند
▪ پسران خوب ................ باشگاه آژاکس آمستردام
▪ موشهای صحرائی ....... باشگاه برهدا
▪ کشاورزان با کلاس ........ باشگاه گراف شاپ
▪ نارنجیپوشان ............... تیم ملی فوتبال هلند
● پرتغال
▪ عقابها ...................... باشگاه بنفیکا لیسیون
▪ اژدهاها ...................... باشگاه پورتو
▪ شیرها ........................ باشگاه اسپورتینگ لیسیون
● رومانی
▪ گرگهای قرمز ............... دینامو بخارست
▪ آسمان پرستاره ............. باشگاه استوا بخارست
▪ ۳ رنگیها ..................... تیم ملی فوتبال رومانی
● ترکیه
▪ عقابهای سیاه .............. باشگاه بشیکتاش
▪ قناریها ........................ باشگاه فنر باغچه
▪ شیرها .......................... باشگاه گالاتاسرای
● انگلستان
▪ گربههای سیاه ................. ساندرند
▪ بدذاتها ......................... آستون ویلا
▪ کنار رودیها .................... بلکبرن روورز
▪ آوارهها ........................... بولتون واندررز
▪ دلاوران ........................... چارلتون آتلتیک
▪ بازنشستهها .................... چلسی
▪ آبنباتسازها .................... اورتون
▪ کلبهنشینها .................... فولهام
▪ قرمزها ............................ لیورپول، تاتینگهام فارست
▪ آبیهای آسمانی .............. منچسترسیتی
▪ بورو ................................. میدلزبورو
▪ سیاه و سفیدها، زاغها ........ نیوکاسل
▪ سفیدهای زنبقی ................ تاتنهام هانسپرز
▪ توپچیهای لندن ................. آرسنال
▪ زنبورهای سرخ ................... واتفورد
▪ چکشها ........................... وستهام یونایتد
▪ بیسکویتسازها .................. ریدینگ
▪ بچههای تخس .................... بارنزلی
▪ آبیها ............................... بیرمنگام سیتی
▪ پرندههای آبی ...................... کاردیف سیتی
▪ عقابها .............................. کریستال پالاس
▪ ببرها .................................. هال سیتی
▪ تراکتورسازان ........................ ایپسویچ
▪ سفیدها .............................. لیدزیونایتد
▪ روباهها ................................ لستر سیتی
▪ کلاهدوزها ............................. لوتون تاون
▪ قناریها ............................... نورویچ سیتی
▪ جغدها ................................. شفیلد ونزدی
▪ پرهیزکاران ............................ ساوتهمپتون
▪ کوزهگران .............................. استوک سیتی
▪ گرگها ................................ ولورهمپتون
▪ نارنجیپوشان ........................ بلکبرن
▪ خروسجنگیها ..................... برادفورد سیتی
▪ زنبورها ................................. برنت فورد
▪ سینهسرخها ......................... بریستول سیتی
▪ ارواح .................................... چسترفیلد
▪ وابکینگها ............................. دونکاستر
▪ شیرها .................................. میلوال
▪ سگهای شکاری ................... هادرز فیلد تاون
▪ پینهدوزها .............................. نورئهمپتون
▪ آسیابانها ............................. روترهام یونایتد
▪ قوها .................................... سوانسی سیتی
▪ تبعیدشدگان .......................... مچسترسیتی
▪ دزدان دریائی .......................... بریستول روورز
▪ دریانوردان .............................. گریمس تاون
▪ گاوهای نر ............................. هرفورد یونایتد
▪ بچههای شرور ........................ لینکلن سیتی
▪ اژدهای قرمز .......................... رکسهام
▪ شیاطین سرخ ....................... منچستریونایتد
● سوئد
▪ فرشتهها ................................. باشگاه گوتبرگ
● دانمارک
▪ دینامیت ................................... تیم ملی فوتبال دانمارک
● اسکاتلند
▪ خرسهای پشمالو ....................... باشگاه گلاسکو رنجرز
▪ ارتش عصبانی ............................ تیم ملی فوتبال بلژیک
▪ گورخرها .................................... باشگاه شارلروا
● اتریش
▪ بنفشهها .................................... باشگاه آستریاوین
● کرواسی
▪ شیرهای آبی ................................ دینامو زاگرب
● صربستان
▪ پسران خشمگین ........................... تیم ملی فوتبال صربستان
● ایتالیا
▪ لاجوردیپوشان ................................ تیم ملی فوتبال ایتالیا
▪ بانوی پیر ........................................ باشگاه یوونتوس
▪ پرستوها ......................................... باشگاه برشا
▪ جزیرهنشینان ................................... باشگاه کالیاری
▪ بنفشهها ........................................ باشگاه فیورنتینا
▪ افعیها .......................................... باشگاه اینتر
▪ عقابها .......................................... باشگاه لاتزیو
▪ شیاطین سرخ و مشکی ..................... باشگاه میلان
▪ زرافهها ........................................... باشگاه پروجا
▪ گاوهای نر ........................................ باشگاه تورینو
▪ گرگها ............................................ باشگاه رم
▪ الاغهای پرنده ................................... باشگاه کیهوو
پنجشنبه 1386/10/13
برای مشخص ساختن تاکتیک روز بازی یک تیم مقابل حریف ، مربی وظیفه دارد عوامل زیادی را در نظر بگیرد و بعد با سنجش و ارزیابی دقیق آنها اقدام به طرح ریزی تاکتیک تیمی اش کند.
مربی برای ساختن تاکتیک بازی تیمش نیاز دارد تا برآورد جامع و دقیقی از بازی حریف داشته باشد ، چرا که اگر اینگونه نباشد تاکتیک بازی تیمش ناقص خواهد بود و حتی احتمال بسیار زیاد باعث ناکامی تیمش خواهد شد.
مربی همانگونه که وظیفه دارد در طرح ریزی تاکتیک بازی تیمش توانائی تک تک بازیکنان خود را بسنجد و مسائلی مثل شرایط زمین مسابقه ، درجه حرارت ، اندازه زمین مسابقه و... را در این مسئله خطیر دخالت دهد ، می بایستی وضعیت تیم حریف را از جهات گوناگون ارزیابی کند.
برای این منظور مربی در تعیین کم و کیف توانائی حریف به سه محور کلی توجه می کند:
1) بررسی دقیق و سنجیده توانائی های جسمی تک تک بازیکنان حریف
2) بررسی دقیق و سنجیده قابلیتهای فنی و تکنیکی حریف
3) بررسی وضعیت تاکتیکی تیم حریف
در این حالت مربی علاوه بر لحاظ کردن برنامه های تاکتیکی تیم حریف ، به تاکتیکهای فردی تیم مقابلش دقت می کند
یکشنبه 1386/07/29
فوتبال دستی یا همان فوتبال رومیزی یک بازی سرگرم کننده رومیزی است که ورزش فوتبال واقعی را شبیه سازی می کند.
به این بازی در زبان انگلیسی Table Football، آمریکایی Table Soccer و در آلمانی Tischfussball، Kicker و یا Kroekeln گفته می شود.
این بازی مهیج وسرگرم کننده مانند فوتبال واقعی در سراسر جهان بویژه اروپا (مخصوصا" در کشور آلمان، سویس و اتریش) طرفداران و علاقمندان زیادی دارد.
تاریخچه
گرچه اسنادی کامل وجود ندارد که دقیقا" مشخص کند اصلا" فوتبال دستی از کجا آمده اما نظریه ای می گوید که لوسین روزنگارتن (Lucien Rosengarten) فرانسوی مخترع این بازی است. لوسین روزنگارتن کارمند شرکت خودروسازی سیتروان (Citroen) بود. اما پس از اختراع این بازی توسط روزنگارتن، شرکتی در سویس بنام “Kicker” راه اندازی شد - که ظاهرا" این شرکت به روزنگارتن ارتباط داشت - وشروع به ساخت میزهای این بازی کرد.
میزهای Kicker در سویس و آلمان بسیار فروش رفت و این ورزش نیز مورد توجه بسیاری قرار گرفت، بطوری که مردم به فوتبال دستی "کیکر" میگفتند.
اما نظریه ای دیگر می گوید که فوتبال دستی را اصلا" الژاندرو فینیستره (Alejandro Finisterre) اسپانیایی اختراع کرد. او که یک نویسنده و شاعر بود در جنگ داخلی اسپانیا در بمبارانی مجروح و به بیمارستان منتقل شد. پس از بستری شدن در بیمارستان او پسر بچه هایی را دید که عاشق فوتبال بودند اما در بمباران اکثرا" از پا فلج یا صدمه دیده بودند و قادر به بازی این ورزش نبودند.
از همانجا فینیستره به فکر افتاد تا برای این بچه ها فوتبال دستی را اختراع کند. گفته می شود که او اول از میز پینگ پنگ برای اینکار استفاده کرد.
به هر حال این اختراع در سال 1937 بنام الژاندرو فینیستره ثبت شده است.
نمونه ای از میز فوتبال دستیبازی
در فوتبال دستی مانند فوتبال حقیقی دو تیم یازده نفره (بازیکن مصنوعی) مقابل هم قرار می گیرند. بازکنان (دو بازیکن واقعی) با دسته هایی که به میله بازیکنان وصل است می توانند بازیکن مصنوعی را به صورت چرخشی به حرکت دربیاورند تا بازیکنان مصنوعی به توپ ضربه زنند.
دروازه نیز سوراخ چهارگوشی است که در انتهای هر دوسمت میز قرار دارد. اگر توپ از دروازه هر تیمی عبور کند، بازیکن مقابل یک امتیاز می گیرد.
معمولا" قبل از بازی، دو حریف تعداد گلها را مشخص می کنند. هرکس که زودتر به آن تعداد گل برسد برنده است. معمولا" تعداد گل پنج یا ده تایی حساب میشود.
برای بازیهای بزرگ یا مسابقات رسمی داور نیز در نظر گرفته می شود تا هیچکس مقررات را زیر پا نگذازد.
فدراسیون جهانی فوتبال دستی
فدراسیون جهانی فوتبال دستی (International Table Soccer Federation) در در ده 1960 میلادی رسما" تاسیس شد.
این فدراسیون همکنون دارای 26 عضو از سراسر جهان میباشد. ITSF هرساله تورهایی را جهت انجام رقابتها بین اعضای خود در سراسر جهان برگزار میکند. همکنون ITSF Tour 2005 برای سال جاری برقرار است.
فوتبال دستی تفریحی محبوب بین نوجوانانفوتبال دستی در ایران
در ایران نیز این بازی طرفداران زیادی داشت ودر کلوبها به عنوان یکی ازمهیج ترین بازیها بشمار می رفت. اما به دلیل مسایل سیاسی و اجتماعی و بسته شدن کلوبها، این ورزش نیز تا حد زیادی فراموش شد، بطوریکه حتی نسل جدید آشنایی زیادی از این ورزش مهیج را در کشور ندارد.
اما چندی پیش انجمن فوتبال دستی ایران رسما" با مجوز تربیت بدنی ایران و مرکزتوسعه ورزشهای همگانی و تفریحی تاسیس و راه اندازی شد. انتظار می رود تا در آینده نزدیک این ورزش نیز در بین جوانان شناخته شده باشد و از طرف آنان جدی تر پی گیری شود.
با تاسیس انجمن، ایران نیز میتواند به عضویت فدراسیون جهانی فوتبال دستی (ITSF) درآید و در تورهای آن بطور رسمی شرکت کند.